ترجمه درس دوم عربی نهم

  • ویدئو
  • هوش مصنوعی
  • |  

    تصویر حل تشریحی و گام به گام ترجمه درس دوم عربی نهم

    ویدیو آموزش ترجمه درس دوم عربی نهم

    محمد نایبی

    پاسخ هوش مصنوعی به ترجمه درس دوم عربی نهم

    واژگان درس ایمان آورد (مضارع: يُؤْمِنُ): آمَنَ پوشاند، پنهان کرد: سَتَرَ شارژر موبایل: شَاحِنُ الْجَوَالِ بدبختی: شَقَاوَة روزنامه (جمع: صُحُف): صَحِيفَة روزنامه دیواری: صَحِيفَةٌ جِدَارِيَّة برخورد کرد (مضارع: يَصْدِمُ): صَدَمَ ناگهان: فَجْأَةً زشتی: قُبْح قطعاً: لَقَدْ چه: لِمَ مغازه (جمع: مَحَلَّات): مَحَلّ متأسفانه: مَعَ الْأَسَفِ صدا زد (مضارع: يُنَادِي): نَادَى آرام: هَادِئ می‌بندند (ماضی: سَدَّ، مضارع: يَسُدُّ): يَسُدُّونَ محبوب‌ترین: أَحَبُّ علامت‌های راهنمایی و رانندگی: إِشَارَاتُ الْمُرُور اداره راهنمایی و رانندگی: إِدَارَةُ الْمُرُور مرور، گذر کردن: مُرُور اندرزگوترین: أَنْصَحُ آیا امکان دارد برگردی؟: أَيُمْكِنُ أَنْ تَرْجِعَ گریه کردن/گریه: بُكَاء بعدی: تَالِي روز بعد: الْيَوْمُ التَّالِي به من می‌دهی: تُعْطِينِي که به من بدهی: أَنْ تُعْطِينِي بفرما: تَفَضَّلْ صحبت کرد (مضارع: يَتَكَلَّمُ): تَكَلَّمَ جهت (مسیر): جِهَة باهوش: ذَكِيّ شارژ/اعتبار مالی: رَصِيد بستری شد/خوابید (مضارع: يَرْقُدُ): رَقَدَ

    پاسخ و معنی واژگان درس دوم عربی نهم سلام دانش‌آموزان عزیز! 🧑‍🏫 درس دوم در مورد **ایمنی و قوانین راهنمایی و رانندگی** است. کلمات جدید این درس: * **آمَنَ / يُؤْمِنُ**: **ایمان آورد** / **ایمان می‌آورد**. * **شَاحِنُ الْجَوَالِ**: **شارژر موبایل**. * **شَقَاوَة**: **بدبختی**. * **صَحِيفَةٌ جِدَارِيَّة**: **روزنامه دیواری**. * **صَدَمَ / يَصْدِمُ**: **برخورد کرد** / **برخورد می‌کند**. * **لَقَدْ**: **قطعاً**، به تحقیق (حرف تأکید). * **مَعَ الْأَسَفِ**: **متأسفانه**. * **نَادَى / يُنَادِي**: **صدا زد** / **صدا می‌زند**. * **أَنْصَحُ**: **اندرزگوترین**. * **تَفَضَّلْ**: **بفرما** (فعل امر). * **تَكَلَّمَ**: **صحبت کرد**. * **ذَكِيّ**: **باهوش**. * **رَصِيد**: **شارژ** یا اعتبار. * **رَقَدَ**: **بستری شد**. * **يَسُدُّونَ**: **می‌بندند**. * **أَحَبُّ**: **محبوب‌ترین**. * **إِشَارَاتُ الْمُرُور**: **علامت‌های راهنمایی و رانندگی**. **نکته آموزشی:** در این درس با مفاهیم ایمنی مانند **إِشَارَاتُ الْمُرُور** و **مَمَرُّ الْمُشَاةِ** (گذرگاه پیاده) آشنا می‌شوید. همچنین به تفاوت **أَحَبُّ** (محبوب‌ترین) که صفت تفضیل است، با **أُحِبُّ** (دوست دارم) که فعل است، دقت کنید. 💡

    متن درس (الْعُبُورُ الْآمِنُ) رَجَعَ سَجَّادٌ مِنَ الْمَدْرَسَةِ حَزِيناً؛ عِنْدَمَا جَلَسَ عَلَى الْمَائِدَةِ مَعَ أُسْرَتِهِ، بَدَأَ بِالْبُكَاءِ فَجْأَةً وَ ذَهَبَ إِلَى غُرْفَتِهِ. ذَهَبَ أَبُوهُ إِلَيْهِ وَ تَكَلَّمَ مَعَهُ وَ سَأَلَهُ: «لِمَاذَا مَا أَكَلْتَ الطَّعَامَ؟!» أَجَابَ: «هَلْ تَعْرِفُ صَدِيقِي حُسَيْناً؟» قَالَ: «نَعَمْ أَعْرِفُهُ؛ هُوَ وَلَدٌ ذَكِيٌّ وَ هَادِئٌ. مَاذَا حَدَثَ لَهُ؟» أَجَابَ سَجَّادٌ: هُوَ رَقَدَ فِي الْمُسْتَشْفَى؛ صَدَمَتْهُ سَيَّارَةٌ. وَقَعَتِ الْحَادِثَةُ أَمَامِي؛ عِنْدَمَا شَاهَدْتُهُ عَلَى الرَّصِيفِ الْمُقَابِلِ؛ نَادَيْتُهُ؛ فَقَصَدَ الْعُبُورَ بِدُونِ النَّظَرِ إِلَى السَّيَّارَاتِ وَ مِنْ غَيْرِ مَمَرِّ الْمُشَاةِ فَقَرُبَتْ مِنْهُ سَيَّارَةٌ وَ صَدَمَتْهُ. كَانَتْ سُرِعَةُ السَّيَّارَةِ كَثِيرَةً. قَالَ أَبُوهُ: «كَيْفَ حَالُهُ الْآنَ؟» $eftarrow$ قَالَ سَجَّادٌ: «هُوَ مَجْرُوحٌ.» فِي الْيَوْمِ التَّالِي طَلَبَ الْمُدَرِّسُ مِنْ تَلَامِيذِهِ كِتَابَةَ قَوَانِينِ الْمُرُورِ وَ رَسْمَ إِشَارَاتِ الْمُرُورِ فِي صَحِيفَةٍ جِدَارِيَّةٍ وَ رِعَايَةَ الْأَعْمَالِ الصَّحِيحَةِ فِي الشَّوَارِعِ وَ الطُّرُقِ. ثُمَّ أَخَذَ الْمُدِيرُ تَلَامِيذَ الْمَدْرَسَةِ إِلَى مِنْطَقَةِ تَعْلِيمِ الْمُرُورِ. وَ بَعْدَ يَوْمَيْنِ جَاءَ شُرْطِيٌّ إِلَى الْمَدْرَسَةِ مِنْ إِدَارَةِ الْمُرُورِ لِشَرْحِ إِشَارَاتِ الْمُرُورِ وَ طَلَبَ مِنْهُمُ الْعُبُورَ مِنْ مَمَرِّ الْمُشَاةِ. كَتَبَ التَّلَامِيذُ صَحِيفَةً جِدَارِيَّةً وَ رَسَمُوا فِيهَا عَلَامَاتِ الْمُرُورِ وَ شَرَحُوا مَعَانِيَهَا.

    پاسخ و معنی متن درس دوم عربی نهم درس دوم با عنوان **«الْعُبُورُ الْآمِنُ»** (عبور ایمن) درباره یک اتفاق ناگوار است که بر اهمیت رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی تأکید می‌کند. **ترجمه و مفهوم داستان:** **بازگشت سجاد:** سجاد با ناراحتی از مدرسه برگشت. هنگامی که سر سفره با خانواده‌اش نشست، **ناگهان** شروع به **گریه** کرد و به اتاقش رفت. **گفت‌وگوی پدر و پسر:** پدرش نزد او رفت و با او صحبت کرد و پرسید: «چرا غذا نخوردی؟!» سجاد پرسید: «دوستم حسین را می‌شناسی؟» پدر گفت: «بله، می‌شناسمش. او پسری **باهوش و آرام** است. چه اتفاقی برایش افتاده؟» **شرح حادثه:** سجاد پاسخ داد: **«او در بیمارستان بستری شده است؛ یک ماشین به او زد.** حادثه جلوی چشمانم اتفاق افتاد؛ وقتی او را در **پیاده‌روی مقابل** دیدم، صدایش زدم. او خواست **بدون نگاه کردن** به ماشین‌ها و **بدون استفاده از گذرگاه پیاده** عبور کند. پس یک ماشین به او نزدیک شد و به او زد. **سرعت ماشین زیاد بود.»** **اقدامات مدرسه:** روز بعد، معلم از دانش‌آموزان خواست تا **قوانین و علامت‌های راهنمایی و رانندگی** را در یک **روزنامه دیواری** بنویسند. سپس مدیر آن‌ها را به **منطقه آموزش ترافیک** برد. بعد از دو روز نیز یک **پلیس** از **اداره راهنمایی و رانندگی** برای توضیح علامت‌ها و تأکید بر عبور از **مَمَرُّ الْمُشَاةِ** به مدرسه آمد. **نکته کلیدی:** داستان به ما می‌آموزد که **عدم رعایت قوانین** حتی برای یک لحظه چقدر خطرناک است و **آموزش و تکرار** این قوانین چقدر اهمیت دارد. 💡
    Ad image

    اشتراک رایگان فیلیمومدرسه

    ویژه اول تا دوازدهم

    شما اکنون در حال پاسخ به یکی از کامنت های می باشید

    نام و نام خانوادگی :

    ایمیل :

    سوال امنیتی :

    9+2

    نظر خود را وارد نمایید :